ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
22
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
متعال « خُشَّعاً أَبْصارُهُمْ « 2 » » وقياما به « يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ « 3 » » واين دو كناية است از اين كه در اين روز ، مردم در نهايت زبونى وناتوانى به سر مىبرند ، ويقين دارند كه هيچ قدرتى جز قدرت خداوند وجود ندارد ، وألجمهم العرق به معناى اين است كه عرق محلّ لجام يا دهان آنها را فرا گرفته وكناية از آن است كه توان آنها به نهايت رسيده است ، زيرا خستگى ورنج موجب فرو ريختن عرق زياد است . ( 19725 - 19722 ) فرموده است : ورجفت بهم الأرض . . . خداوند متعال در اين باره فرموده است : « يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَالْجِبالُ « 4 » » و « إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا وَبُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا « 5 » » برخى گفتهاند مراد از زمين لرزنده ، سر زمين دلهاست كه بر اثر غلبه ترس وبيم از خداوند وهول وهراس روز رستاخيز به تپش ولرزش در مىآيند ، امّا دسته ديگر گفتهاند : معناى ياد شده انصراف سخن از ظاهر كلام الهى است بدون اين كه ضرورتي باشد وجايز نيست ، زيرا آنچه را مخبر صادق در باره جزئيّات أحوال روز رستاخيز از جانب أو خبر داده ، همه از أمور ممكن مىباشد ، وقدرت خداوند نيز وافى وكافى براي تحقّق آنهاست . ( 19734 - 19726 ) فرموده است : فأحسنهم حالا من وجد لقدميه موضعا ولنفسه متّسعا . گفته شده كه منظور ، كسى است كه در ساحت معرفت وبندگى پروردگار ، براي پاى عقل خود جايى ، ودر مقام قدس وفراخناى رحمت أو براي خويشتن جايگاهى وسيع يافته است ، وپيداست كه حال اينها در روز رستاخيز از همه
--> ( 2 ) سورهء قمر ( 54 ) آيهء 7 يعنى : ( كافران ) چشمها را با خوارى فرو هشتهاند . ( 3 ) سورهء مطفّفين ( 83 ) آيهء 6 يعنى : روزى كه مردم براي پروردگار جهانيان به پا خيزند . ( 4 ) سورهء مزمّل ( 73 ) آيهء 4 : آن روزى كه زمين وكوهها به لرزه در آيد . ( 5 ) سورهء واقعه ( 56 ) آيهء 4 يعنى : هنگامى كه زمين سخت به لرزه در آيد ، وكوهها به شدّت متلاشى شود .